تبليغاتX
مهرآبی

آن شب که مدینه پر گل و سنبل بود

هم صحبتِ ریحانه، گل و بلبل بود

پنجاه بهار عُمر پُر بار رضا (ع)

درآرزوی شکفتن این گُل بود

 

ای خسته بيا فیض عظیم آمده است

آن گل که به دلهاست مقیم آمده است

با دست گدايی به رهش بنشینیم

نومید نباشیدکریم آمده است

 (( التماس دعا ))

نوشته شده توسط هادی در جمعه 12 تیر1388 ساعت 9:0 | لينک ثابت |

 

نوشته شده توسط هادی در یکشنبه 7 تیر1388 ساعت 13:43 | لينک ثابت |

دوستان عزیزم سلام.

حلول ماه مبارک رجب المرجب رو بهتون تبریک میگم. ماهی که سرشار از رحمت و غفران الهی است و انشاالله که همه ما قدر این لحظات رو که فقط یک بار در سراسر عمرمون تکرار میشه بدونیم.

ضمناً در این ماه، زیارت ائمه اطهار خصوصاً امام رضا علیه السلام بسیار تأکید شده است.

اگر خداوند توفیقی به این حقیر سراپا تقصیر عنایت فرماید، نائب الزیاره همه شما خواهم بود.

(از همه شما دوستان عزیز هم التماس دعا دارم)

***********

 

دعای مخصوص ماه رجب که بعد از هر نماز خوانده می شود:

 

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
به نام خداى بخشاينده مهربان


يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ
 اى كه براى هر خيرى به او اميد دارم و از خشمش در هر شرى ايمنى جويم


يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ
اى كه مى دهد (عطاى ) بسيار در برابر (طاعت ) اندك اى كه عطا كنى به هركه از تو خواهد


يا مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً
اى كه عطا كنى به كسى كه از تو نخواهد و نه تو را بشناسد از روى نعمت بخشى و مهرورزى


اَعْطِنى بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَةِ
عطا كن به من به خاطر درخواستى كه از تو كردم همه خوبى دنيا و همه خوبى و خير آخرت را


وَاصْرِفْ عَنّى بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ
و بگردان از من به خاطر همان درخواستى كه از تو كردم همه شر دنيا و شر آخرت را

 

فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَيْتَ وَ زِِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ
زيرا آنچه تو دهى چيزى كم ندارد (يا كم نيايد) و بيفزا بر من از فضلت اى بزرگوار  


 يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا ذَاالنَّعْماَّءِ وَالْجُودِ
 اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى صاحب نعمت و جُود


يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّار.ِ
اى صاحب بخشش و عطا، حرام كن محاسنم را بر آتش دوزخ.

 

نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه 3 تیر1388 ساعت 8:0 | لينک ثابت |

 

یادی از شهید دکتر مصطفی چمران

 

1311: ولادت در تهران.

1336: فارغ التحصیلى از رشته الكترومكانیك.

1337: اعزام به آمریكا با بورس تحصیلى دانشجویان ممتاز.

1341: اخذ دكتراى الكترومكانیك و فیزیك پلاسما با ممتازترین درجه علمى از كالیفرنیا.

1342: عزیمت به مصر و سپس به لبنان. (1350)

1357: بازگشت به ایران.

1360: شهادت در دهلاویه.

عبادت دكتر چمران

وسط شب كه مصطفى براى نماز بیدار می شد، غاده (همسر شهید) طاقت نمی آورد، می گفت: بس است دیگر، استراحت كن، خسته شدی. و مصطفى جواب می داد: تاجر اگر از سرمایه اش خرج كند، بالاخره ورشكست می شود. باید سود در بیاورد كه زندگی اش بگذرد. ما اگر قرار باشد نماز شب نخوانیم، ورشكست می شویم.

اما غاده كه خیلى شب ها از گریه هاى مصطفى بیدار مى شد، كوتاه نمى آمد. مى گفت: اگر این ها كه این قدر از شما مى ترسند، بفهمند این طور گریه مى كنید . . .مگر شما چه معصیتی دارید؟ چه گناهى كرده اید؟ خدا همه چیز به شما داده . همین كه شب بلند شدید، یك توفیق است. آن وقت گریه مصطفى هق هق مى شد و مى گفت:  " آیا به خاطر این توفیق كه خدا داده، او را شكر نكنم؟ " (۱).

كمتر پیش مى آمد كه شهید چمران همراه همسرش از این ده به آن ده (در لبنان) بروند و شهید چمران وسط راه به خاطر بچه اى كه در خاك هاى كنار جاده نشسته و گریه مى كند پیاده نشود. پیاده مى شد، بچه را بغل مى گرفت، صورتش را با دستمال پاك مى كرد و مى بوسیدش. آن وقت تازه اشك هاى خودش سرازیر مى شد. دفعه اول همسرش فكر كرد بچه را مى شناسد، اما شهید چمران گفت: "نه نمیشناسم. مهم این است كه این بچه یك شیعه است. این بچه هزار و سیصد سال ظلم را به دوش میكشد و گریه اش نشانه ظلمى است كه بر شیعه على (ع) رفته است".

از لا به لاى دست نوشته ها

- عشق را در وجود خودتان بپذیرید. دست عشق را بگیرید. عشقى كه مصیبت را به لذت تبدیل میكند، مرگ را به بقاء و ترس را به شجاعت. (2)

- اگر خداى بزرگ از من سندى بطلبد، قلبم را ارائه خواهم داد و اگر محصول عمرم را بطلبد، اشك را تقدیم خواهم كرد. (3)

گوشه ای از نیایش هاى شهید

"خدایا هنگامى كه شیپور جنگ طنین انداز مى شود، قلب من شكفته شده به هیجان در مى آید، زیرا جنگ مرد را از نامرد مشخص مى كند، جنگ بهترین محك امتحان براى فدائیان از جان گذشته است، در جنگ همه شعارهاى میان تهى، همه ادعاهاى پوچ، همه خود نمایى ها و غرورها و خودخواهی ها  فرو مى ریزد. در جنگ مرد حق ، فرصت دارد كه با حربه شهادت بر شیاطین كفر و ظلم بتازد، در جنگ حیات با شرف مبادله مى شود، در جنگ مرد خدا مى تواند با قربان كردن جان خود، ایمان خویش را به خدا و به هدف اثبات كند".

"من چیزى از تو نمى خواهم، من سرباز گمنامم، من درویشى سر و پا برهنه ام و هنگامى كه چشم از جهان فرو مى بندم، مى خواهم هیچ چیز نداشته باشم، مى خواهم تلاشم فقط به خاطر خدا باشد، میخواهم از هر شائبه خود خواهى و خود بینى به دور باشم".

"مى خواهم بسوزم تا راه را روشن كنم، مى خواهم رسالت بزرگ اسلامى تحقق بپذیرد و این تحقق بزرگ ترین پاداشى است كه مرا خوشحال مى كند". (4)

" من از شدت سرور مى سوزم، مى لرزم، شرم زده ام و نمى دانم ترا چگونه شكر كنم، مى خواهم همه چیز خود را بدهم، مى خواهم خود را قربانى كنم، با كمال اخلاص آنچه دارم تقدیم مى كنم. مالى ندارم، ملكى ندارم، درویشم، بى چیزم، فقط قلبى سوزان دارم كه آن را تقدیم كرده ام و جانم ناچیزتر از آن است كه براى تقدیم آن بخواهم منتى بگذارم، جانم كه چیزى نیست". (5)

" اگر همه عالم را علیه من آتش كنى و آسمانى از عذاب بر سرم بریزى و زیر كوه هاى غم و درد مرا شكنجه كنى، حتى آخ نمى گویم، كوچكترین گله اى نكنم، كمترین ناراحتى به خود راه ندهم  فقط به شرط آن كه ذكر خود را و یاد خود را و زیبایى خود را از من نگیرى به شرط آن كه بدانم این بلا از محبوب به من رسیده است تا احساس لذت كنم". (6).

 

پى نوشت ها:

1. حبیبه جعفریان؛ چمران به روایت همسر شهید، چاپ دوم، ص 47.

2. همان، ص 40.

3. مصطفى چمران، بینش و نیایش، چاپ ششم، ص 73.

4و5. مصطفى چمران، كردستان، چاپ چهارم،1380، ص 171 و 172.

6. مصطفى چمران، بینش و نیایش، چاپ ششم، ص 79.

 

به نقل از سایت تبیان

 

(برای دیدن نمونه دست خط شهید دکتر مصطفی چمران کلیک کنید)
نوشته شده توسط هادی در یکشنبه 31 خرداد1388 ساعت 10:17 | لينک ثابت |

سالروز میلاد با سعادت ام ابیها، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها که به حق روز زن نام گرفته است، بر تمامی مسلمان جهان مبارک و خجسته باد.

همچنین سالروز ولادت بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ایران، حضرت امام خمینی رحمت الله علیه بر تمامی عاشقان آن پیر فرزانه، فرخنده باد.

نوشته شده توسط هادی در یکشنبه 24 خرداد1388 ساعت 7:50 | لينک ثابت |

مردی درشت استخوان و بلند قامت، كه اندامی و رزيده و چهره ای آفتاب خورده داشت، و زد و خوردهای ميدان جنگ يادگاری بر چهره اش گذاشته و گوشه چشمش را دريده بود، باقدمهای مطمئن و محكم از بازار كوفه می گذشت. از طرف ديگر مردی بازاری در دكانش نشسته بود. او برای آنكه موجب خنده رفقا را فراهم كند، مشتی زباله به طرف آن مرد پرت كرد. مرد عابر بدون اينكه خم به ابرو بياورد و التفاتی بكند، همان طور با قدمهای محكم و مطمئن به راه خود ادامه داد. همين كه دور شد يكی از رفقای مرد بازاری به او گفت: "هيچ شناختی كه اين مرد عابر كه تو به او اهانت كردی كه بود؟!"

- "نه، نشناختم! عابری بود مثل هزارها عابر ديگر ، كه هر روز از جلو چشم ما عبور می كنند، مگر اين شخص كه بود؟

- "عجب ! نشناختی ؟ ! اين عابر همان فرمانده و سپهسالار معروف، مالك اشتر نخعی ، بود."

- "عجب ! اين مرد مالك اشتر بود ؟ ! همين مالكی كه دل شير از بيمش آب می شود، و نامش لرزه براندام دشمنان می اندازد؟"

- "بلی مالك خودش بود."

- "ای و ای به حال من ! اين چه كاری بود كه كردم ، الان دستور خواهد داد كه مرا سخت تنبيه و مجازات كنند . همين حالا می دوم و دامنش را می گيرم والتماس می كنم تا مگر از تقصير من صرف نظر كند."

به دنبال مالك اشتر روان شد. ديد او راه خود را به طرف مسجد كج كرد. به دنبالش به مسجد رفت، ديد به نماز ايستاد. منتظر شد تا نمازش را سلام داد. رفت و با تضرع ولابه خود را معرفی كرد، و گفت: "من همان كسی هستم كه نادانی كردم و به تو جسارت نمودم."

- مالك: لی من به خدا قسم به مسجد نيامدم، مگر به خاطر تو، زيرا فهميدم تو خيلی نادان و جاهل و گمراهی، بی جهت به مردم آزار می رسانی. دلم به حالت سوخت. آمدم درباره تو دعا كنم، و از خداوند هدايت تو را به راه راست بخواهم. نه، من آن طور قصدی كه تو گمان كرده ای درباره تو نداشتم."

(سفينة البحار، ماده " شتر " ، نقل از مجموعه ورام)

نوشته شده توسط هادی در چهارشنبه 20 خرداد1388 ساعت 13:18 | لينک ثابت |

به خاطر داشته باشیم كه ما به کمک خدا نیاز داریم نه خدا به کمک ما!

اگر در زندگی وضعيتي برايمان پيش آمد كه قادر به اداره كردن آن نبودیم، نا امید نشویم و برای رفع كردن آن از خدا کمک بخواهیم. مطمئناً خداوند آن را انجام خواهد داد ولي در زمان مورد نظر خودش، نه در زمانی که ما می خواهیم!
وقتي مطلبي را از خداوند درخواست کردیم، دائماً و با اضطراب آن را دنبال نكنیم. اجازه بدهیم تا همه چیز روال عادی خود را طی کند و نتیجه در بهترین زمان که مصلحت خداوند متعال است، رخ دهد.

در عوض روي تمام چيزهاي عالي و شگفت انگيزي كه الان در زندگي مان وجود دارد تمركز کنید.
نااميد نشویم، شايد يك روز بد را در محل كارمان داشته باشيم، اما به مردي فكر كنید كه سالهاست بیکار است و شغلی ندارد!

ممكن است غصه زودگذر بودن تعطيلات آخر هفته را بخوريم، اما به زني فكر كنید كه با تنگدستي وحشتناكي روبروست و اجباراً روزي دوازده سـاعت و هفـت روز هفته را كار مي كند تا فقط شكم فرزندانش را سير كند!

وقتي كه روابط ما با دیگران رو به تيرگي و سردی مي گذارد و دچار يأس ميشويم به انساني هایی فكر كنیم كه هرگز طعم دوست داشتن و مورد محبت واقع شدن را نچشيده اند!
وقتي ماشين مان خراب مي شود و مجبوريم براي يافتن كمك کیلومترها پياده روي کنیم، به معلولي فكر كنیم كه دوست دارد فقط يكبار فرصت راه رفتن داشته باشد.
ممكن است گاهی احساس بيهودگي كنيم و فكر كنیم كه اصلا براي چه زندگي ميكنيم و بپرسيم هدف ما چیست؟
شكر گزار باشیم. خیلی ها بودند كه عمرشان آنقدر كوتاه بوده كه فرصت كافي براي زندگي كردن هم نداشتند.
وقتي متوجه موهایی كه تازه خاكستري شده اند در آيینه مي شویم، به بيمار سرطاني فكر كنیم كه آرزو دارد كاش مويي داشت تا به آن رسيدگي كند!
ممكن است تصميم بگيرید اين مطلب را براي يك دوست بفرستيد، از شما متشكرم، ممكن است در مسير زندگي او تاثيري بگذاريد كه خودتان هم هرگز نمي دانستيد!

 

نوشته شده توسط هادی در یکشنبه 17 خرداد1388 ساعت 10:11 | لينک ثابت |

 

غم مخور، ايّام هجران رو به‌پايان مي‌رود‌

‌اين خماري از سر ما مي‌گساران مي‌رود‌ ‌

پرده را از روي ماه خويش، بالا مي‌زند‌

‌غمزه را سر مي‌دهد، غم از دل و جان مي‌رود‌ ‌

بلبل اندر شاخسار گل هويدا مي‌شود

‌زاغ با صد شرمساري از گلستان مي‌رود‌ ‌

محفل از نور رخ او نورافشان مي‌شود

‌هر چه غير از ذكر يار، از ياد رندان مي‌رود‌‌ ‌

ابرها از نور خورشيد رخش پنهان شوند

‌پرده از رخسار آن سرو خرامان مي‌رود‌ ‌

وعده ديدار نزديك است، ياران مژده باد

روز وصلش مي‌رسد، ايّام هجران مي‌رود‌.

نوشته شده توسط هادی در پنجشنبه 14 خرداد1388 ساعت 7:10 | لينک ثابت |

رواقِ مَنظَرِ چشمِ من آشیانه ی توست

کَرَم نَما و فُرود آ ، که خانه، خانه ی توست

 

به لطف خال و خط از عارفان ربودی دل

لطیفه های عجب ، زیرِ دام و دانه ی توست

 

دلت به وصل گل ای بُلبُلِ صبا خوش باد

که در چمن همه گلبانگِ عاشقانه ی توست

 

علاج ضعف دلِ ما به لَب حَوالت کن

که این مُفرّح یاقوت دَر خرانه ی توست

 

به تن مُقصّرم از دولتِ مُلازمتت

ولی خلاصه ی جان خاکِ آستانه ی توست

 

من آن نِیَم که دهم نقدِ دل به هر شوخی

دَرِ خزانه به مُهر تو و نشانه ی توست

 

تو خود چه لُعبتی ای شهسوارِ شیرین کار

که تُوسَنی چو فلک، رامِ تازیانه ی توست

 

چه جای من ، که بلغزد سپهرِ شعبده باز

از این حِیَل که در انبانه ی بهانه ی توست

 

سرودِ مجلست اکنون فلک به رقص آرَد

که شعر حافظِ شیرین سخن ترانه ی توست

نوشته شده توسط هادی در دوشنبه 11 خرداد1388 ساعت 11:47 | لينک ثابت |

سازمان جهانی بهداشت شعار امسال مراسم روز جهانی بدون دخانیات را که دهم خرداد در همه کشورها برگزار می شود ، جوانی بدون سیگار اعلام کرد .

 

به گزارش شبكه خبر به نقل از واحد مرکزی خبر ، علت انتخاب این عنوان برای روز جهانی بدون دخانیات در سال 2009 هدف قرار گرفتن جوانان بیش از همه از طرف کارخانه های بزرگ تولید سیگار در دنیاست ، تولید کنندگانی که سالانه میلیاردها دلار برای بازاریابی محصولاتشان خرج می کنند .


مسئولان این سازمان اعلام کردند ، همه تلاش خود را برای تغییر در شکل و نحوه تبلیغات برای سیگار به کار می بندند تا جوانان دیگر بیشترین مصرف کنندگان سیگار نباشند .
سازمان بهداشت جهانی از 21 سال پیش 31 می را با عنوان روز جهانی بدون دخانیات برای همه کشورها اعلام کرده است تا به این وسیله خطرها و مرگ های ناشی از دود سیگار که با فراگیری رو به رشد جهانی روبروست ، به همه مردم جهان یادآوری و از سیاست های تاثیرگذار برای کاهش مصرف دخانیات در کشورها حمایت شود .


سازمان بهداشت جهانی دخانیات را عامل شماره یک بیماری های مزمن و در عین حال قابل پیشگیری اعلام کرده است که همه سازمان های بهداشتی با آسیب های آن مواجه هستند .


سیگار به عنوان پرمصرف ترین ماده دخانی ، دومین عامل مرگ و علت مرگ یکنفر از هر ده نفر در سراسر دنیاست.

 

(به نقل از شبکه خبر www.irinn.ir)

نوشته شده توسط هادی در یکشنبه 10 خرداد1388 ساعت 14:18 | لينک ثابت |
 
business articles
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar

مهر آبي