تبليغاتX
مهرِآبی
 
به نام حضرت دوست
 

نسيمي كز بُنِ آن كاكُل آيو

مرا خوشتر زِ بُوي سُنبل آيو

چو شُو گيرم خيالت را در آغوش

سحر از بسترم بُوي گل آيو

 

غم عشقت بیابان پَرورم کرد
هوای بخت بی بال و پَرم کرد
به مو گفتی صبوری کن، صبوری
صبوری، طُرفه خاکی بر سَرم کرد

خداوندا به فریاد دلم رَس
کَس بی‌کَس تویی، مو مونده بی‌کَس
همه گویند طاهر کَس نداره
خدا یار مویه چه حاجت کَس؟

الهی آتش عشقم به جان زَن
شرر زان شعله‌ام بر استخوان زَن
چو شمعم برفروز از آتش عشق
بر آن آتش دلم پروانه‌سان زَن

الهی دل بلا بی، دل بلا بی
گنه چشموم کره، دل مبتلا بی
اگه چشموم نکردی دیده بونی
چه دونستی دلم خوبان کجایی

  نوشته شده در  شنبه 26 آبان1386ساعت 9:19  توسط هادی  | 
میلاد با سعادت کریمه اهل بیت،

حضرت فاطمه معصومه (س)

بر همگان مبارک باد.

  نوشته شده در  دوشنبه 21 آبان1386ساعت 9:33  توسط هادی  | 

چو ني ناله دارم زِ درد جدايي

امان از جدايي ، فغان از جدايي

قفس بِه بود بلبلي را كه نالد

شب و روز در آشيان از جدايي

چرا من ننالم زِ هجران كه نالد

زمين از فراق ، آسمان از جدايي

به هر شاخ اين باغ ، مرغي سُرايد

به لحني دِگر ، داستان از جدايي

چو شمعم به جان آتش اُفتد به بزمي

كه آيد سخن در ميان از جدايي

  نوشته شده در  چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 9:59  توسط هادی  | 

دو چشمونت پياله پر ز مي بي

دو زلفونت خراج ملك ري بي

همي وعده كني امروز و فردا

نزونم مو كه فرداي تو كي بي

 

دلي ديرم چو مرغ پا شكسته

چو كشتي بر لب دريا نشسته

همه گويند طاهر تار بنواز

صدا چون مي‌دهد ساز شكسته؟

 

عزيزم كاسه چشمم سرايت

ميون هر دو چشمم جاي پايت

ازآن ترسم كه غافل پا نهي باز

نشينه خار مژگانم به پايت

 

به كشت خاطرم جز غم نرويد

به باغم جز گل ماتم نرويد

به صحراي دل بي حاصل مو

گياه نا اميدي هم نرويد
  نوشته شده در  سه شنبه 8 آبان1386ساعت 8:18  توسط هادی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM