تبليغاتX
مهرِآبی
 
به نام حضرت دوست
 

فرا رسیدن سال نو و تقارن با میلاد پیامبر رحمت حضرت محمد ابن عبدالله صلی الله علیه و آله وسلّم و امام جعفر صادق علیه السلام بر شما و تمامی مسلمانان جهان مبارک و فرخنده باد

  نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 9:24  توسط هادی  | 

پا رو عشقت ميذارم

ميرم و تنهات ميذارم

ميگذرم از خاطرات

ميرم از گذشته‌هات

يه سراب بود يه فريب

اما اين دل نمي‌ديد

تو غروب لحظه‌هاش

تب مرگ رو مي‌چشيد

نگو دست سرنوشته

برامون هرچي نوشته

نگو كه جدايي ما

مثل بودن تو بهشته

ديگه فرصتي نمونده

از تو باز دوباره خوندن

ديگه هيچ بهونه‌اي نيست

براي دوباره موندن

  نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 8:49  توسط هادی  | 

آن‌كس كه بداند و بداند كه بداند... اسب شَرف از گُنبد گردون بِجهاند

آن‌كس كه بداند و نداند كه بداند... بیدار كنیدش كه بَسی خفته نماند

آن‌كس كه نداند و بداند كه نداند... لنگان خَرك خويش به منزل برساند

آن‌كس كه نداند و نداند كه نداند... در جهلِ مُركب اَبَدالدّهر بماند

  نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 7:0  توسط هادی  | 

 

  نوشته شده در  دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 16:31  توسط هادی  | 

  نوشته شده در  یکشنبه 19 اسفند1386ساعت 16:0  توسط هادی  | 

دختر بدرالدّجا امشب سه جا دارد عزا

گاه مي گويد حسن، گاهي پدر، گاهي رضا

 

رحلت پيامبر(ص)  شهادت امام حسن(ع) و امام  رضا(ع) بر تمامي مسلمانان به خصوص شيعيان تسليت باد.

 

پيامبراعظم (ص):

1- هر كه احساني به شما كرد آن را تلافي كنيد و اگر نداشتيد، به قدري كه بدانيد احسان او جبران شده در حقش دعا كنيد.

2-هر كه براي ستايش مردم معصيت خدا كند، همان ها كه چشم ستايش به انها داشته سرزنشش مي كنند.

 

امام حسن مجتبی(ع):

۱- شستن دست پيش از غذا فقر را برطرف مي سازد و بعد از غذا غم و اندوه را.

2-دانش خويش را به مردم بياموز و دانش ديگران را فرا گير. در اين صورت دانسته ها را انفاق كرده اي و ندانسته ها را اموخته اي.

 

امام رضا(ع):

1- لا تَطْلُبوا الْهُدي في غَيْرِ القُرآنِ فَتَضِلّوا

بگفتا رضا ماه برج ولايت     هدايت مجوييد از غير قرآن

بجز راه قرآن مپوييد راهي      كه گمراهي آخر بود حاصل آن

2- الْتَوَكّلُ اَنْ لا تَخافَ اَحَداً الّا الله.

بزن بر لطف حق دست توكل          كه لطف ايزدي باشد ترا بس

توكل آن بود كاندر دو عالم          به غير از حق نترسي از دگر كس

 

zp.blogfa.com به نقل از وبلاگ

 

  نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 8:10  توسط هادی  | 

مو آن آزرده دل ، بي خانه مونم

مو آن محنت نصيب سخت جونم

مو آن سرگشته خارم در بيابون

كه هر بادي وزه پيشش دوونم

 

به صحرا بنگرم صحرا تِ بينم

به دريا بنگرم دريا تِ بينم

به هرجا بنگرم كوه و در و دشت

نشان از قامتِ رَعنا تِ بينم

 

مو كه افسرده حالم چون ننالم

شكسته پر و بالم و چون ننالم

همه گويند فلاني ناله كم كن

تو آيي در خيالم ، چون ننالم

 

به آهي گنبد خضرا بسوجم

فلك را جمله سرتا پا بسوجم

بسوجم ورنه كارم رو بسازي

چه فرمايي بسازي يا بسوجم
  نوشته شده در  یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 9:25  توسط هادی  | 

باز دلم خون شد و چشمم گریست

آنکه درین روز چون من نیست کیست؟

باز دگر باره رسید اربعین

جوش زند خون حسین از زمین

غرق تلاطم شده بحر محیط

یک سره درد است بساط بَسیط

شد چهلم روز عزای حسین

جان جهان باد فدای حسین                                   محمدشریف صادقی (وفا)

  نوشته شده در  پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 10:41  توسط هادی  | 

منم که گوشه ميخانه خانقاه من است

دعاي پير مغان ورد صبحگاه من است

گرم ترانه چنگ صبوح نيست چه باک

نواي من به سحر آه عذرخواه من است

ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله

گداي خاک در دوست پادشاه من است

غرض ز مسجد و ميخانه‌ام وصال شماست

جز اين خيال ندارم خدا گواه من است

مگر به تيغ اجل خيمه برکنم ور ني

رميدن از در دولت نه رسم و راه من است

از آن زمان که بر اين آستان نهادم روي

فراز مسند خورشيد تکيه گاه من است

گناه اگر چه نبود اختيار ما حافظ

تو در طريق ادب باش و گو گناه من است
  نوشته شده در  چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 13:13  توسط هادی  | 

مو كز سوته دلانم چون ننالم

مو كز بي حاصلانم چون ننالم

نشسته بلبلان با گل بنالند

مو كه دور از گلانم چون ننالم

 

نصيب كس نميگرده دل مو

كه بسياره غم بي حاصل مو

كسي کو از غم و دردم خبر داشت

كه داره مشكلي چون مشكل مو

 

دلي ديرم كه بهبودش نمي‌بو

نصيحت ميكنم ، سودش نمي‌بو

به یادش می نهم نش میبره باد

برآتش مي‌نهم سوزش نمي‌بو

 

بود درد مو و درمونم از دوست

بود وصل مو و هجرونم از دوست

اگه قصابم از تن واکره پوست

جدا هرگز نگرده جونم از دوست

  نوشته شده در  چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 10:52  توسط هادی  | 

دلا از دست تنهايي به جونم

ز آه و ناله خود در فغونم

شبون تار از رنج جدايي

كنه فرياد مغز استخونم

 

عزيزون از غم و درد جدايي

به چشمونم نمونده روشنايي

گرفتارم ز داغ غربت و غم

نه يار و همدمي نه آشنايي

 

فلك كي بشنوه آه و فغونم

به هر گردش زنه آتش به جونم

يك عمري بگذرونم با غم و درد

به كام دل نگرده آسمونم

 

نميدونم دلم ديوونه كيست

اسير نرگس مستونه كيست

نميدونم دل سرگشته مو

كجا مي‌گردد و در خونه كيست
  نوشته شده در  یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 13:37  توسط هادی  | 

به چشمان پري رويان اين شهر

به صد اميد مي‌بندم نگاهي

مگر يك تن از اين ناآ‌شنايان

مرا بخشد به شهر عشق راهي

به هر چشمي به اميدي كه اي دوست

نگاه بي قرارم خيره مي‌ماند

يكي هم زين همه نازآفرينان

نگاهم را به چشمانم نمي‌خواند

غريبي بودم و گم كرده راهي

مرا با خود به هر سويي كشاندند

شنيدم بارها از ره گذاران

كه زير لب مرا ديوانه خواندند

ولي چشم اميد من نمي‌خفت

كه مرغي آشيان گم كرده بودم

به هر بام و دري پر مي‌كشيدم

به هر بوم و بري سر ميكشيدم

اميد خسته‌ام از پاي ننشست

نگاه تشنه‌ام در جستجو بود

در آن هنگامه ديدار و پرهيز

رسيدم عاقبت آنجا كه او بود

مپرسيد اي سبك بالان، مپرسيد

كه اين ديوانه ی از خود به در كيست

چه گويم از كه گويم با كه گويم

كه اين ديوانه را از خود خبر نيست

مپرسيد اي سبك بالان، مپرسيد

مرا با عشق او تنها گذاريد

غريب لطف اين دريا نگاهم

مرا تنها به اين دريا سپاريد...
  نوشته شده در  چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 8:0  توسط هادی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM